close
نازچت
داستان کوتاه مرد چوپان و شیوانا

بهترین سایت تفریحی | LoVeRs

بازدید کننده گرامی شما هم با عضویت خود در سایت حامی ما باشید , می توانید با عضویت خود مطالب مورد نظر خود را برای ما ارسال کنید و با اسم خود در سایت منشتر نمایید ویرایش مطلب خود را به عهده ما بگذارید !

داستان کوتاه مرد چوپان و شیوانا



داستان کوتاه مرد چوپان و شیوانا

مردی چوپان از دهکده ای دوردست، تعدادی گوسفند را با زحمت زیاد به دهکده شیوانا آورد و آنها را داخل حیاط مدرسه رها کرد و نزد شیوانا رفت و در جلوی جمع شاگردان با صدای بلند گفت: «چون شنیده بودم که شاگردان این مدرسه اهل علم و معرفت هستند تعدادی از درشت‌ترین و پروارترین گوسفندهای گله‌ام را برای مدرسه آورده‌ام تا برایم دعا کنید که برکت گله‌ام بیشتر شود.»







براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نام کاربری :
رمز عبور :

داستان کوتاه مرد چوپان و شیوانا ، مرد کوتاه ، چوپان ، جدید ، مطلب ، مطالب ، مطالب جدید ، آموزنده ، مطالب آموزنده ، حکایت ، حکایات مفید ، حکایت مفید ، جالب ، زیبا ، داستان ، رمان ، داستان های خواندنی ، داستان جالب ، داستان آموزنده ،

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

مطالب مرتبط

عضویت در خبرنامه سایت